تبليغاتX
اطلاع رسانی کتاب کبیسه
سلام کبیسه..

همیشه قبل از سلام به خاطر می ماند.

سالی که ابتدایش علامت سوالی گره بزنی و انتهایش خودت را باز کنی ، همیشه قبل از سلام می آید و می ماند.    

یکی از همین سال ها وقتی خدا صدایش کرد و خاک را فهمید موقعیت خورشید بیست و نه درجه و پنجاه و نه دقیقه بود و گذشت تا کبیسه ی اول شد .

ماه ها سیب می خوردند تا  تقویم با خودش کنار بیاید بر سر کبیسه ی دوم صورتی ، سوم خورشیدی و چهارم فلکی.

شبیه همه بزرگ می شد اگر   . . .

 

 . . .

 

 

+ دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت0:32 |
زتا

 

لیلی لا!

زخم ها

این قدرت را دارند

که به ما ثابت کنند

گذشته واقعیت داشته

 و تو

واقعی ترین زخمی!

+ پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت17:9 |
آب

چشمان تو

نیل کودکی من اند

در گریز فرعونیان زمانه

وتو

دایه وار

مرا از آب گرفته ای

و غرق کرده ای در خویش

دستانت

پلی برای رسیدن

در هجوم نگاههای مردمان سکه ای

می دانی؟

مردی که از نوادگان آدم است

به زبان نمی آورد

عشق را

و در تبسمی بهاری

به آب می زند

بی گدار

تا صید کند

ماه را

برای تو 

+ دوشنبه هفتم آذر 1384ساعت12:20 |
کوچ

ماه خود را گم کرده

مرد همسایه

 فریاد است

بی داد !

جانش را قطره قطره می گرید

آنسوتر

جسد زنی را به میهمانی چراغ و آینه می برند

فصل . فصل کوچ است

+ یکشنبه ششم آذر 1384ساعت4:3 |